آمار دستان شفا بخش - چاکراها مراکز انرژی بدن(مفصل)

دستان شفا بخش

امروز بهترین روز زندگی ام است....خدایا سپاس!

چاکرای اول  

محل:بین مقعد و اندام تناسلی٬به دنبالچه مرتبط است و به طرف پایین باز می شود

غددمربوطه:غددفوق کلیوی

هورمون های مربوطه:آدرنالین٬نورو آدرنالین

بخش های مربوطه:تمام  قسمت های سخت ٬ستون فقرات٬استخوان ها٬دندانها٬ناخن ها٬پاها٬مقعد٬روده ها٬غددپروستات٬خون٬تکثیرسلولی

حس:بویایی

رنگ:قرمز آتشی

عنصر وابسته:خاک

زمینه:اولین انرژی حیاتی٬اولین مراقبت پیوند با زمین و دنیای مادی٬استحکام٬قدرتمند و موفق شدن

امکان پاکسازی و فعال ساختن چاکرای اول:لذت بردن از سپیده دم٬طلوع و غروب خورشید٬خاک بکر و تازه

نوع یوگا:هاتا یوگا٬کندامین یوگا

سیاره های وابسته:کیوان٬ مریخ ٬پلوتون

توضیحات:

این چاکرا از نظر احساسی با میل به زندگی و شادابی و از نظر فیزیکی با سیستم ایمنی بدن در ارتباط است.این چاکرا تنظیم کننده ی اعمالی است که بدن و و جسم را زنده نگه می دارد.در این چاکرا است که با زمین مرتبط می شویم وانرژی های زمینی(نیروی عاطفی٬عشق و صبر)را در یافت
و تجربه می کنیم.چاکرای اول اساس و پایه ی نیروی حیاتی تمام چاکرا های بالا تر را شکل می دهد و سر چشمه ی نیروی حیات است.این چاکرامنبع انرژی کندالینی است.بنای زندگی به دست آوردن امنیت مادی و حفظ تنازع بقا گونه هاباتشکیل خانواده٬رابطه ی جنسی به عنوان یک عمل فیزیکی و عمل بچه دار شدن  هم از اعمال مربوط به این چاکرا است.

وقتی نیروی حیات در این چاکرا درست عمل نماید٬شخص اشتیاقی مبرم به زندگی در جهان فیزیکی دارد وبا انتقال انرژی به اطرافیان و حوزه ی انرژی انها همچون یک نیروی مولد عمل می کند. او اشتیاقی راستین برای زیستن دارد.رنگ قرمز که رنگ این چاکرا می باشد جسم فیزیکی راتحریک می کند و سرزندگی و انرژی به جسم داده و روح را سرزنده و با هیجان می کند و رنگ قرمز جرات٬و قدرت٬استواری و سلامتی می بخشد.قرمز سبب غلبه بر بی حالی و افسردگی٬ترس یا داتنگی می شود.قرمز رنگ آتش است.قرمز تعصب شدید٬غیرت و هیجان است.افرادی که برافروخته و سرخ رنگ هستند نا خود آگاه احساس سرزندگی٬پر تلاش بودن رابه شما انتقال می دهند و الگو و نمادی هستند از یک فرد پر تحرک!
آن چه برداشت می شود این است که نیروی حیات مادی و جسمی از رنگ سرخ است.

زمانی که در این چاکرا مانعی ایجاد گردد شخص از فعالیت جسمی سر باز می زند و انرژی کاهش می یابد و حتی ممکن است علیل و ناتوان گردد.چنین فردی فاقد قدرت و توان جسمی است.به طور مثال اگر چاکرای اول(باتری اول)به اندازه ی کافی کار نکند احساس عدم تعادل خواهید کرد یا انگار فرش از زیر پا کشیده شود در حالی که محکم ایستاده اید.اگر چاکرای اول بیش از اندازه کار کند ممکن است از کوره در بروید و عصبانی و پرخاشگر شوید و این ممکن است زمانی باشد که چیز ها یی شما را مشغول وسرگرم ساخته توسط دیگران یا شرایط مورد سوال قرار گیرد.در نهایت هنگامی که عدم امنیت میکنید با خشم و غضب و زود از کوره در رفتن حالت دفاعی میگیرید.از از نظر احساسی کم تحمل می شوید همچنین ممکن است افراط در مسائل احساسی و هیجانی مثل غذای خوب و الکل داشته باشید.در کار هایتان به شدت در حالت دودلی و شک و تردیدبه سر میبرید و زندگی را همچون بار سنگینی احساس می کنید  به جای آن که از زندگی لذت ببرید و شاد باشید.

بطور کل اختلال موجود در این چاکرا موجب بیماری هایی مثل افسردگی٬بیحالی٬اعتیاد(به هرچیزی)
روماتیسم٬رعشه و٬کم خونی میشود و همینطور بیماران بستری بر اثر نحیفی و لاغری و ضعف جسمانی و بیماران حادثه ها و مجروحان جسمانی نیاز شدید به انرژی در این چاکرا دارند اما انرژی دادن به این چاکرا در کودکان هابپراکتیو٬بیماران پر تحرک عصبی ٬پارکینسون٬مجنونان٬افراد عصبی٬و...موجب به وجود آمدن تاثیرات منفی خواهد شد.

تغذیه رنگی برای درمان:

رنگ طبیعی خوراکیها و غذاهایی که میخوریم فرکانس ارتعاشی همان رنگ را دردسترسمان قرار میدهد و بر روی چاکرای خاصی تاثیر می گذارد:جگر قرمز٬دل٬قلوه٬کلم قرمز٬چغندر قند٬تمشک قرمز٬گیلاس قرمز٬انگور قرمز٬آلوی قرمز٬فلفل قرمز٬سیب سرخ٬گوجه فرمگی وهر چه قرمز است.

اثرات رنگ لیاس ها بر روی بدن

رنگ لباس ها به دلیل حساسیت نوری سلول های بدن بر ما تاثیر می گذارند بنابراین بهتر است لباس بپوشیم که به رنگ آن نیاز داریم اما فراموش نکنید که هر لباسی اعم از کت٬پیراهن یا بلوز یا مانتو به تن می کند٬لباس زیر شما باید سفید باشد.اگر لباستان از پارچه نخی یا اریشم و یا پشم با رنگ طبیعی باشد بهتر است از لباس های مصنوعی با رنگ مصنوعی.

 

 چاکرای دوم

محل:بالای استخوان خاجی٬تقریبا بالای اندام تناسلی و پایین تر از ناف

غدد مربوطه:تخمدانها٬غددپروستات

هورمون های مربوطه:استروژن

بخش های مربوطه:قسمت لگن٬اندام های تولید مثل٬کلیه ها مثانه٬تمام مایعات بدن مثل خون٬مایع لنف٬شیره ی معده٬اسپرم

حس:چشایی

رنگ:نارنجی

عنصر وابسته:آب

زمینه:نخستین احساسات جاری شدن با زندگی٬لذت پرستی٬شهوت٬خلاقیت٬شگفت زده و مشتاق

امکان پاکسازی و فعال ساختن چاکرای دوم:لذت بردن و مشاهده ی نور ماه و آب زلال طبیعی و غوطه ور شدن در آن یا نوشیدن از آب چشمه

نوع یوگا:باکتی یوگا

شیاره های وابسته:ماه٬پلوتون

 توضیحات:

چاکرای دوم مرکز انرژی جنسی(گیرنده و فرستنده)ونفس و خلاقیت است که به عنصر آب نسبت داده شده است که منبه تمام حیات زیست شناختی است.عنصر آب پاک کننده و تطهیر کننده است و سد هایی که مانع جریان حیاط است شسته و باز میکند.در سطح فیزیکی آلودگی ها را از کلیه و مثانه باز میکند و در سطح معنوی به شکل جریان روان و آزاد احساسات خود را نشان میدهد و سبب می شود تا انسان زندگی راهمیشه تازه و جدید ببیند. از طریق این چاکرا فرد مستقیما احساسات انسانها را درک میکند و آن را به یکی از مراکز ادراک ماوراء حسی تبدیل میکندچاکرای دوم اغلب جایگاه واقعی "شاکتی" محسوب می شود٬شاکتی تجلی نیروی مونث خداوند به شکل انرژی خلاق است و حوزه نفوذ آن در اندام تولید مثل است که در مرد به صورت میل خلق حیات جدید و در زن به صورت گیرنده ی تکانه های خلاق و ایجاد زندگی جدید است. خلاقیت شامل کاری در فرد در هر زمینه ای انجام می شود نیز
می  باشددر نتیجه خلاقیت انسان توسط دستان او متجلی می شود و اگر کاری که انسان انجام میدهد
مطابق استعداد ها و قابلیت های شخصیش باشد این انرژی خلاق متجلی شده و باعث رشد و پیشرفت او در این زمینه شده  و باعث آرامش ذهن او میشود و اگر بر خلاف آن باشد باعث از بین رفتن ذهن او شده و یکی از عوامل خشم و عصبانیت او میشود.احساسات واعماا فرد خلاق حتی باعث ایجاد انگیزه برای دیگران میشود .

چاکرای دوم به کیفیت عسق نسبت به جنس مخالف نیز مربوط میشود از این چاکرا فرد احساس جنسی خود را حفظ میکند ودومین هدف قدرتمند نیروی حیات(اشتیاق به اتحاد دو جنس)آشکار میگردد بنابراین قدرت جنسی در هر کس به نیروی حیات در او بستگی دارد.ناحیه ی لگن در بدن منبع حیات است٬هر مرکز آن که مسدود گردد کاهش نیروی جسمی و جنسی را به دنبال خواهد داشت.انرژی جنسی در جریان آمیزش جنسی شارژ و تخلیه میگردد.این امر همچون حمامی از انرژی به جسم حیاتی دوباره
می بخشد و آن را پاک میکند وبدن را از انرژی های راکد٬فضولات٬تنشهای عمیق رها میسازد و این عمل برای سلامتی جسمی فرد امری مهم است.عمل رها سازی خویش بصورت دوجانبه یکی از طرق وانهادن
"تجرد"نفسوتجربه"وحدت"در بشر است.تجربه ای که بدوی ترین امیال در سطح جسمی از یک سو و آرزوی عمیق معنوی وحدانیت با الوهیت از سویی دیگر نشات میگیرد.این پیوند یکیاز خصلتهای معنوی و مادیدر افراد بشر میباشد.

انسداد انرژی درچاکرای دوم:

اگر راه عبور انرژی از این چاکرا مسدود شده باشد یا اختلالی در این چاکرا وجود داشته باشد به نفی یا سرکوب امیال جنسی منتهی میشود و اغلب در راهزیاده روی در رابطه و خیال پردازی نمایان میشود یا ممکن استبه حالتی ماننداعتیاد به مواد مخدر درآید.درهر صورت نسبت به جنس مخالف شک و دودلی و تنش یا حتی نفرت وجود دارد و ابزار این انرژی های طبیعی فرد رامحکوم میکند یا اینکه به صورت شهوت پرستی بی ادبانه و اصرار درامیال جنسی نمایان میشوددر هر صورت بدکارکردن چاکرای دوم معمولا درسن بلوغ به وجود می آید.بیدارشدن انرژی های جنسی بی ثباتی ایجاد میکند و معمولا والدین و مربیان توانایی آموزش صحیح را دراین زمان به جوان ها ندارند و اینکه چگونه این انرژی را کنترل کنند.کم کاری این چاکرا می تواند ریشه در دوران کودکی داشته باشد احتمالا والدین احساسات وارتباطشان را کنترل می کردند و فرد کمبود لذت های حسی مانند نوازش ٬مهر و عطوفت را تجربه کرده است در نتیجه احساساتش را سرکوب کرده است و در دوران بلوغ مانع رشد انرژی جنسی شده و نتیجه ی آن واپس زدگی٬فقدان عزت نفس٬فلجعاطفیوسرد مزاجیست و زندگی در نظرش غم انگیز٬کسل کننده و بی ارزش است.اما با ریکی دادن به این چاکرا و ریکی فرستادن برای درمان گذشته تمامی این اختلالات درمان میشود و وضعیت انرژی دراین چاکرا متعادل میشود.

تغذیه رنگی برای درمان:

خوراکی ها و مواد غذایی به رنگ طبیعی نارنجب مثل:پرتقال٬نارنگی٬هویج٬انبه٬ندو تنبل٬زردآلو٬نارنج و غیره

چاکرای سوم

محل:دوانگشت بالای ناف

غدد مربوطه:لوزالمعده٬پانکراس(کبد)

هورمون های مربوطه:انسولین (کیسه صفرا)

بخش های مربوطه:قسمت پایین پشت٬حفره شکمی٬جهاز هاضمه٬معده٬کبد٬طحال٬کیسه صفرا٬دستگاه عصبی غیر ارادی

حس:بینایی

رنگ:زرد٬زردطلایی

 عنصر وابسته:آتش

زمینه:شکفتن شخصیت٬عملکرد بر اساس احساسات و تجربه٬شکل گیری شخص٬نفوذ و قدرت٬خرد٬رشد تجربیات

امکان پاکسازی و فعال ساختن چاکرای سوم:لذت بردن از نور خورشید٬مزرعه گندم رسیده٬گل آفتاب گردان

نوع یوگا:تانترا یوگا

سیاره های وابسته:خورشید٬مشتری٬تیر٬مریخ

توضیحات:

مانی پورا لغت مرکب و به معنی شهر جواهرات است و علت این نامگذاری این است که چاکرای مانی پورا نقطه ی کانونی گرما٬مرکز حرارت٬نور٬انرژی و فعالیت است٬جایی که انرژی جسمانی پخش می شود و چنانچه شخصی عشقی مفرط به سلامت جسم و میل به حفظ آن داشته باشد٬این چاکرا باز است.چاکرای مانی پورا به عنصر آتش نسبت داده شده و نشانگر خورشید انسان و مرکز قدرت و اراده ی اوست٬مانی پورا و آجنا(چاکرای چشم سوم)دومرکزاراده در بدن می باشند.به طور کل قدرت اراده٬اعتماد به نفس٬عشق به نفس احترام به نفس٬اطمینان از توان بالقوه خود و توانایی فیزیکی و ذهنی مقابلهبا فشار روانی یا همان آرامش درونی و ثبات شخصیت است و همچنین تمام کا کرد های اندام گوارش و سیستم عصبی مربوط به این چاکرا می باشد و ارتباطی نیز با چشم ها که حس تحلیل کننده اند دارد.
توانایی نه گفتن نیز در این چاکرا جمع می شود.دراین جا نرژی خورشیدی که پرورش دهنده ی بدن اتری
(کالبد اختری)است جذب می شود و به بدن فیزیکی حیات بخشیده و از آن حفاظت می کند وتمامی بدن رادر بر گرفته و فرد را از امواج منفی و تشعشعات محیط اطراف مصون می دارد.اگر چه مانی پورا چاکرای مربوط به ذهن است اما با حیات عاطفی انسان پیوند دارد٬زیرا ذهن یا پدیده های ذهنی عمل تنظیم عواطف را بر عهده دارند در نتیجه انرژی های احساسی و عواطف از این چاکرا به چاکرای قلب و چاکرای خاجی منتقل می شود.پس در این جا آرزو های حیاتی ٬آرزو ها و احساسات چاکرا های پایین تر درک می شود و به صورت کلام در می آید.وقتی کودکی متولد می شود٬بند نافی اتری بین او و مادر باقی می ماند.در این رشته ها نمایانگر پیوند ابناء بشر بایکدیگر هستند.هر گاه دو انسان بایکدیگر ارتباط برقرار سازند٬ریسمانی بین چاکرای شبکه ی خورشیدی آنها رشد میکند و هر قدر این رابطه محکم تر٬تعداد و قدرت این ریسمان افزون تر و زمانی که رابطه درحال گسستن است٬رشته ها به تدریج جدا می شوند.
در دوران کودکی این رشته ها بین مادر و فرزند بیشتر است و در دوران بزرگسالی این رشته هارا باهمسر خویش بر قرار میکند.درضمن این مرکز به عنوان درمان نیز شناسایی شده و به شفای معنوی مربوط است.گفته می شود که در بعضی درمانگران این چاکرا بسیار بزرگ و رشد یافته است.

انسداد انرژی و کم کاری چاکرای سوم:

 وقتی چاکرای سوم درست کار نکند٬فرد می خواهد همه چیز بر طبق خواسته های اوانجام شود و دوست دارد دنیای درون و بیرون را کنترل کرده و غلبه و اعمال قدرت کند ولی از درون ناآرام و ناراضی است
احتمالا او دردوران کودکی یا نوجوانی طرد شدن را تجربه کرده است.او توانایی رشد ارزش های خود را ندارد و اصرار می ورزد تا فعالیت های بیرونی را افزایش دهد تا بتواند احساس آزار دهنده٬کمبود ها و نقطه ضعف ها را بپوشاند و نیاز به آرامش درونی دارد.نگرانی و ناآرامی و استرس او واکنش های خشمی است که در مدت زمان طولانی فرو خورده است.هر استرسی میتواند احساسی مانند گرسنگی ایجاد کند.حتی زمانی که بدن احتیاج به غذا ندارد و این گرسنگی همان نیاز به انرژی دراین چاکرا میباشد.
انسداد های متداول در این چاکرا عبارتند از:عصبانیت٬ترس٬عدم اعتماد به نفس٬احساس گناه دیابت٬مشکل فشار خون٬مشکلات گوارشی٬عقده ی حقارت یا عقده ی خود بزرگ بینی٬مشکل در پانکراس و معده٬خجالتی و کم رو بودن و ...کم کاری چاکرای سوم فرد را مایوس و نا امید کرده و سد هایی را مانع تحقق خواسته هایش میبیند.احتمالا آزادی شخصیت او در زمان کودکی به شدت محدود شده است و او ترس از دست دادن تایید والدین و معلمان را داشته و در ابراز احساسات تردید و آنها را سرکوب و باعث تلمبار شدن آنها شده و این همان چیزی است که باعث به وجود آمدن مشکل در این چاکرا شده است٬وقتی با مشکلی روبه رو می شود احساس ناراحتی و تردید پیدا کرده یا به شدت عصبی می شود و اعمالش به شدت بی نظم و بی برنامه می شود.

تغذیه رنگی برای درمان:

فلفل زرد٬بلال شیرین٬آلوی قطره طلا٬موز٬آناناس٬کدو مسمایی٬کره٬زرده ی تخم مرغ٬پنیر هلندی و غیره

چاکرای چهارم

محل:وسط قفسه ی سینه

غده مربوط:تیموس

بخش های مربوط:قسمت بالای پشت٬قلب دنده ها و قفسه ی سینه٬قسمت پایینی ریه ها٬خون٬پوست٬دستها

حس:لامسه

رنگ٬سبز٬صورتی٬طلایی

عنصر وابسته:هوا

زمینه:آشکار شدن چگونگی قلب٬عشق٬همدردی٬شراکت٬همدلی صمیمانه٬عدم خود خواهی٬از خود گذشتگی سلامتی

امکان پاکسازی و فعال ساختن چاکرای چهارم:طبیعت بکر و پیاده روی آرام در فضاهای سبز٬شکوفه ها٬گل های صورتی رنگ٬آسمان صورتی

نوع یوگا:کارمایوگا

سیاره های وابسته:خورشید٬ناهید٬کیوان

توضیحات:

 این چاکرا مرکز عواطف واقعی چون همدلی با دیگران و سازگاری با آنها٬رشد معنوی٬شفقت٬خلوص و عشق است.هنگامی که این مرکز به ذرستی عمل نماید ما به خود٬خانواده٬فرزندان٬همسرمان٬حیوانات دست آموز٬دوستان٬همسایه ها٬هموطنان٬همنوعان و تمام مخلوقات زمینی عشق می ورزیم.از این مرکز ریسمان هایی را به چاکرای قلب افرادی که آنها را دوست داریم وصل می کنیم.عواطف مربوط به عشق که در این چاکرا جریان می یابند معمولا سبب جاری شدن اشک از چشمها می گردد.هدف اصلی در این چاکرا رسیدن به وحدت کامل از راه عشق است و زمانی که این چاکرا کامل باز و پاک باشد٬حقیقت و عشق بدون قید و شرط را شکل می دهد و وقتی با چاکرا های بالاتر مرتبط میشود این عشق به"باکتی عشق الهی"تبدیل میشود که مارا از حضور الهی در تمام خلقت آگاه می سازد و به سوی وحدت با هر آن چه که در جهان وجود دارد راهنمایی مان میکند٬و در جهت دستیابی به این هدف  قلب ما باید بیاموزد که عشق بورزد٬درک کندو شخصیت خاصمان را باور کند و این تنها زمانی عملی می شود  که یاد بگیریم با خطاها و ضعف های خودمان و جهان رو به رو شویم و آنها را بپذیریم و دوست بداریم وگرنه بیمار٬ضعیف و ناشاد خواهیم شد.چاکرای قلب سه چاکرای پایین را به چاکرا های بالا وصل میکند.چاکرای قاب با هر نوع ادراک لطیف(در مشارکت و هماهنگی چاکرای خاجی و خصوصا چاکرای چشم سوم)پیوندی نزدیک دارد.توانایی های والای چاکرای چشم سوم با باز شدن چاکرای قلب همزمان ایجاد می شود.چاکرای قلب رنگ سبز٬صورتی و گاهی طلایی ساطع میکند٬سبز رنگ سلامتی٬همدردی و هماهنگی است.رنگ سبز روشن در چاکرای قلب نشانه سلامتی کامل است٬در حالی که رنگ طلایی مخلوط با صورتی نشان دهنده ی آن است که شخص در عشق پاک و فداکارانه ی"الهی"به سر می برد.
سبز رنگ طبیعت٬نیروی تعادل٬رنگ پیشرفت ذهنی و بدنی است.رنگ سبز بدن را از سموم پاک کرده و باعث هماهنگی جسم٬روح و جسم می گردد و اثر خوشایندی دستگاه عصبی دارد.سبز ارتعاش افکار ما را موزون نگه داشته و به ما آرامش میدهد.همچنان که قلب طبیعت با سبز اداره می شود٬قلب انسان نیز چنین است.رنگ سبز روی فشار خون به شکل شگفت آوری تاثیر می گذارد.با سبز شدن تنه و شاخه درختان و جوانه زدن آنها از آمدن بهار با خبر می شویم.عادت کرده ایم که بهار را همراه با انرژی جدید در تنه٬اعضا و قلب خود احساس کنیم.بعد از زمستان و در بهار٬ما از نظر روحی و سلامت احساس شادابی بیشتری می کنیم.این احساس تازگی٬نتیجه تاثیر پرتو سبز بر بدن های لطیف تر می باشد.این رنگ مناسب ذهن و روح ماست.بنابراین در چاکرای قلبمان توانایی عظیمی برای دگر گونی خود ودیگران داریم.
اگر یاد بگیریم که تمام بخشهای شخصیت خود را از صمیم قلب بپذیریم و دوست داشته باشیم٬می توانیم کاملا دگر گون یا سالم شویم.یک چاکرای باز قلب خود به خود می تواند تاثیر شفا بخش و دگر گون کننده بر روی دیگران داشته باشد و گرمای طبیعی٬صمیمیت و شادی پخش کند و این قلب اطرافیان را باز میکند٬اطمینان٬شادی وسرور به وجود می آورد و با باز بودن آن همه ی موجودات را درک می کنیم چه ذی شعور باشند چه نباشند و حتی به ستارگان٬خورشید و جهان زنده ی اسرار آمیز عشق می ورزیم.

انسداد انرژی و کم کاری چاکرای چهارم:

درست کار نکردن این چاکرا باعث می شود که فرد همیشه در ازای عشقی که می دهد انتظار سپاس و قدر دانی داشته باشد.و فرد از پذیرش عشق دیگران عاجز است و قادر نیست خود را برای پذیرفتن این عشق باز بگذارد.مهر و ملایمت و محبت دیگران او را شرمنده میکند.شاید با خود بگوید نیازی به عشقی که دیگران بتوانند به او بدهند ندارد.کم کاری چاکرای قلب فرد را بسیار آسیب پذیر٬وابسته به عشق و علاقه ی دیگران میکند.وقتی احساس میکند که طرد شده است عمیقا آزرده افسرده و غمگین می شود
و در لاک خود فرو می رود.او دوست دارد عشق بورزد٬اما ترس از طرد شدن باعث می شود که نتواند راه درستی برای این کار پیدا کند و این باعث تحکیم نقاط ضعف و ناتوانی او می شود.برای جبران فقدان عشق به شدت دوستانه و مهربان رفتار میکند و با تمام افراد یکسان و سرد برخورد می کند٬بدون این که با هیچ یک از صمیم قلب درگیر شود.انسدادهای رایج در چاکرای قلب عبارتند از:جرم اندیشی٬تعصب و تحجر٬لاپوشانی کردن٬نا شکیبایی و کوته فکری و تفکر سیاه و سفید(مثل خدا و شیطان٬آدم های خوب و بد٬قدرت های خوب و بد و ...)

بیماری ها:

بیماری های قلبی٬فشار خون٬زخم٬سرطان٬درد های عصبی٬آنفلولانزا٬درد های آنژینی٬بالا بودن کلسترول٬رگهای مسدود٬خنکی دست ها و پاها٬خستگی مزمن٬بیماری کبد٬ایمنی کم در برابر بیماری های پیری و زود رسو...

تغذیه رنگی برای درمان:

اسفناج٬کلم٬فلفل سبز٬کاهو٬سیب سبز٬گوجه سبز٬نخود سبز٬عدس سبز٬لوبیا سبز٬کیوی٬خیار و...واغلب میوه ها و سبزیهای سبز که نه وامنش اسیدی دارند و نه آلکالین٬مناسب هستند.

چاکرای پنجم

محل:بین حفره گردن و حنجره

غدد مربوطه:غده تیروئید٬غده پاراتیروئید

هورمونهای مربوطه:تیرولسین٬تری یدوتایرونین٬پاراتورمون

بخشهای مربوطه:ریه ها٬نایژه ها٬مری٬تار های صوتی٬گلو٬ پشت گردن٬ فک٬گونه ها٬کتفها٬شانه ها

حس:شنوایی

رنگ:آبی روشن و همچنین نقره ای و آبی مایل به سبز

عنصر وابسته:اتر(آکاشا)

زمینه:برقراری ارتباط ٬خلاقیت٬ابراز وجود٬باز بودن٬انبساط٬استقلال٬منبع الهام٬دستیابی به سطوح لطیف وجود

امکان پاکسازی و فعال سازی چاکرای پنجم:نگاه کردن و لذت بردن از آسمان آبی٬انعکاس آسمان در آب٬امواج آرام

نوع یوگا:مانترا یوگا

سیاره های وابسته:مریخ٬کیوان٬ونوس٬اورانوس

توضیحات:

لغت یشود ها به معنی پالایش است و بنابر این این چاکرا مرکز تصفیه سازی نام دارد.سمبل این مرک یک نیلوفر آبی است با ۱۶ گلبرگ که در مرکز آن مثلثی وارونه با دایره ی سفید رنگی محاط و بر آن قرار دارد.طرح حیوانی این مرکز را فیل و مانترا یا صوت چاکرای گلو را"هام"تشکیل میدهد.چاکرای گلو مرکز نیرو هم گفته میود زیرا آفریننده ترین مرکز بدن انسان است٬چون در اینجا بزرگترین مرکز خود ابرازی انسان به شکل سخن پدیدار میشود.اکثر اوقات انسان تحت تاثیر نیروی سازنده یا تخریبی سخن قرار گرفته یا میگیرد.پس این چاکرا همانند پلی است بین افکار و احساسات٬انگیزه و واکنش های انسان٬و پیوند مهمی را بین چاکرا های پایین تر و چاکرای هفتم(تاج)به وجود می آورد و محتوای همه ی چاکرا ها را به بیرون منتقل میکند.چاکرای گلو با عنصر اتر و حس شنوایی در ارتباط بوده و اتر نیز وسیله ی صداست و محلیست که انسان صدای درونش را از کران های ماوراءحسی به گوش درون میشنود و با روح خود ارتباط برقرار میکند و الهام او را دریافت میکند و همچنین اعتماد به نفس راسخی در هدایت متعالی خود پیدا یکند و به همین علت است که این چاکرا مرکز خلاقیت و آفریندگی و به ویژه در کلام است.برای آواز خواندن از این مرکز انرژی استفاده میشود.موسیقی تولید شده توسط صدا از نظر درمانی بسیار موثر است.به طور کل ارتباط برقرار کردن در زندگی شخصی عمدتا از راه صحبت کردن و همین طور با حرکت و حالت و نیز فرمهای خلاق بیان مثل موزیک٬هنر های تجسمی و نمایشی و رقص و...توسط این مرکز انرژی اتفاق می افتد.پس چنین ات که کتابها٬موسیقی٬نقاشی و امثال آنها بوسیله ی همین چاکرا صورت میگیرند و ز روش های پرورش چاکرای گلو(چاکرای پنجم)٬آواز خواندن هارمونیک٬هنر درمانی و هر نوع خلاقیت هنری٬سفالگری٬رقص آزاد و رقص شکم و...میباشند.در چاکرای گلو خلاقیت چاکرای دوم(هارا٬خاجی)به انرژیهای چاکای دیگر وصل میشود و اتر به این انرژی ها شکل میدهد که از طریق آنها با جهان بیرون ارتباط برقرار شود.
از راه چاکرای گلو همهی آنچه در درون داریم ابراز میکنیم مثل خندیدن٬گریه کردن٬احساسات عاشقانه و شادی٬دلواپسی و پرخاشگریها٬آرزو ها و تصمیم ها و همینطور ایده ها و دانش و دریافت های درونمان را و هر گونه فرو خوردن بیان بر روی این چاکرا اثر خواهد گذاشت.فردی که تجربیات دردناکی را به طور جدی در گذشته تجربه کرده یا در حال حاضر تجربه میکند٬اگر این ناراحتی هارا با کسی تقسیم نکند٬مشکلات زیادی را در این چاکرا تجربه خواهد کرد.ویشود ها چاکرا به قبول مسئولیت نیاز های شخصی مربوط میشود و هنگامیکه فرد از سرزنش دیگران به خاطر کمبود های خود دست بردارد٬وبرای بدست آوردن آنچه بدان نیاز و آرزو دارد اقدام نماید٬به بلوغ دست یافته٬و این چاکرا به درستی عمل میکند.هرچه قدر که ویشودها چاکرا درست کار کند٬آگاهی ما نسبت به بدن ذهنیمان بیشتر میشود و هرچقدر که قدرت تشخیصمان نسبت به عملکرد بدن ذهنی بیشتر شود٬آگاهی مان نسبت به بدن های فیزیکی٬اتری٬احساسی(اختری)بیشتر میشود و در نتیجه دیگر افکارما از راه حساسات و حواس فیزیکی ابراز نمیشود بلکه شناخت واقع بینانه را ممکن میسازد.زمانی که گردش این چاکرا صحیح نباشد٬فرد عالم را به دیده ی منفی و خصمانه مینگرد در نتیجه محتاط شده٬انتظارات منفی خواهد داشت به احتمال زیاد چنین فردی به جای عشق و انرژی هستی بخش٬در انتظار دریافت خصومت٬درنده خویی و پستی است.پس به خاطر این انتظارات منفی٬حوزه نیروی منفی را در اطراف خود بوجود می آورد و بنابراین دریافت های منفی خواهد داشت.در نتیجه تبلبغات منفی را به خود جذب میکند.هنگامی که فرد چاکرای گلوی خویش را میگشاید به تدریج قادر به جذب انرژی بیشتری خواهد شد اما به احتمال زیاد در مدت کوتاهی پس از گشودن آن براساس باور های منفی خود او دریافت هایی منفی خواهد داشتوو اگر او بتواند این تجربه را پشت سر بگذارد٬و با ذات درون خود ارتباط برقرار کند٬ومجددا اعتماد درونی را در خود مستقر نماید میتواند دوباره این چاکرا را بگشاید.و این روند باز و بسته بودن چاکرا تا زمای که تمام سوء تعبیرات قبلی جای خود را به اعتماد به عالمی بی خطر و انرژی بخش نسپارد٬ادامه خواهد یافت.

                          

      چاکرای چهارم              چاکرای پنجم               چاکرای ششم               چاکرای هفتم

                                  

 

جایگاه چاکراها از نمایی دیگر

 

 عکسها از سایتsolhe-daruni.comگرفته شده!

لغت ویشودها به معنی پالایش است و بنابراین این چاکرا مرکز تصفیه سازی نام دارد. سمبل این مرکز یک نیلوفر آبی است با 16 گلبرگ که در مرکز آن مثلثی وارونه با دایرهء سفید رنگی محاط بر آن قرار دارد. طرح حیوانی این مرکز را فیل و مانترا یا صوت چاکرای گلو را "هام" تشکیل میدهد. چاکرای گلو مرکز نیرو هم گفته میشود زیرا آفریننده ترین مرکز بدن انسان است، چون در اینجا بزرگترین مرکز خود ابرازی انسان به شکل سخن پدیدار میگردد. اکثر اوقات انسان تحت تاثیر نیروی سازنده یا تخریبی سخن قرار گرفته یا میگیرد. پس این چاکرا همانند پلی است بین افکار و احساسات، انگیزه و واکنشهای انسان، و پیوند مهمی را بین چاکراهای پایین تر و چاکرای هفتم (تاج) به وجود می آورد و محتوای همه چاکراها را به بیرون منتقل میکند. چاکرای گلو با عنصر اتر و حس شنوایی در ارتباط بوده و اتر نیز وسیلهء صداست و محلیست که انسان صدای درونش را از کرانه های ماوراء حسی به گوش درون میشنود و با روح خود ارتباط برقرار میکند و الهام او را دریافت مینماید و همچنین اعتماد به نفس راسخی در هدایت متعالی خود پیدا میکند و به همین علت است که این چاکرا مرکز خلاقیت و آفرینندگی به ویژه در کلام است. برای آواز خواندن از این مرکز انرژی استفاده میشود. موسیقی تولید شده توسط صدا از نظر درمانی بسیار موثر است. بطور کل ارتباط برقرار کردن در زندگی شخصی عمدتا از راه صحبت کردن و همین طور با حرکت و حالت و نیز فرمهای خلاق بیان مثل موزیک، هنرهای تجسمی و نمایشی و رقص و... توسط این مرکز انرژی اتفاق می افتد. پس چنین است که کتابها، موسیقی، نقاشی و امثال آنها بوسیله همین چاکرا شکل میگیرند و از روشهای پرورش چاکرای گلو، آواز خواندن هارمونیک، هنر درمانی و هرنوع خلاقیت هنری، سفالگری، رقص آزاد و رقص شکم و... میباشند. در چاکرای گلو خلاقیت چاکرای دوم (هارا، خاجی) به انرژیهای چاکراهای دیگر وصل میشود و اتر به این انرژیها شکل میدهد که از طریق آنها با جهان بیرون ارتباط برقرار شود.
از راه چاکرای گلو همه آنچه در درون داریم ابراز میکنیم مثل خندیدن، گریه کردن، احساسات عاشقانه و شادی، دلواپسیها و پرخاشگریها، آرزوها و تصمیمها و همینطور ایده ها و دانش و دریافتهای درونمان را و هرگونه فرو خوردن بیان بروی این چاکرا اثر خواهد گذاشت. فردی که تجربیات دردناکی را بطور جدی در گذشته تجربه کرده یا در حال حاضر تجربه میکند، اگر این ناراحتی ها را با کسی تقسیم نکند مشکلات زیادی را در این چاکرا تجربه خواهد کرد. ویشودها چاکرا به قبول مسئولیت نیازهای شخصی مربوط میشود و هنگامی که فرد از سرزنش دیگران به خاطر کمبودهای خود دست بردارد و برای بدست آوردن آنچه بدان نیاز و آرزو دارد اقدام نماید، به بلوغ دست یافته و این چاکرا به درستی عمل میکند. هرچقدر که ویشودها چاکرا درست تر کار کند آگاهی ما نسبت به بدن ذهنی مان بیشتر میشود و هرچقدر که قدرت تشخیص مان نسبت به عملکرد بدن ذهنی بیشتر شود، آگاهی مان نسبت به بدنهای فیزیکی، اتری، احساسی (اختری) بیشتر میشود در نتیجه دیگر افکارمان از راه احساسات و حواس فیزیکی ابراز نمیشود بلکه شناخت واقع بینانه را ممکن میسازد. زمانی که گردش این چاکرا صحیح نباشد فرد عالم را به دیدهء منفی و خصمانه مینگرد در نتیجه محتاط شده، انتظاراتی منفی خواهد داشت. به احتمال زیاد چنین فردی بجای عشق و انرژی هستی بخش، در انتظار دریافت خصومت، درنده خویی و پستی است. پس به خاطر این انتظارات منفی حوزه نیروی منفی را در اطراف خود بوجود می آورد و بنابراین دریافتهای منفی خواهد داشت. در نتیجه تبلیغات منفی را به خود جذب میکند. هنگامی که فرد چاکرای گلوی خود را میگشاید به تدریج قادر به جذب انرژی بیشتری خواهد شد اما به احتمال زیاد در مدت کوتاهی پس از گشودن آن بر اساس باورهای منفی خود او دریافتهایی منفی خواهد داشت. و اگر او بتواند این تجربه را پشت سر بگذارد و با ذات درون خود ارتباط برقرار کند و مجددا اعتماد درونی را در خود مستقر نماید میتواند دوباره این چاکرا را بگشاید. و این روند باز و بسته بودن چاکرا تا زمانی که تمام سوء تعبیرات قبلی جای خود را به اعتماد به عالمی بی خطر و انرژی بخش نسپارد ادامه خواهد یافت. در ضمن نحوه نگرش انسان به خویش در جامعه، محیط شغلی و در میان همنوعان بروی این چاکرا تاثیر میگذارد. اگر انسان دارای شغلی خوب و راضی کننده بوده و در راه آن سعی و کوشش مورد نیاز را بنماید و آن را به عنوان وظیفه خود در زندگی بپسندد، این چاکرا باز است و چنین کسی از لحاظ شغلی موفق خواهد بود و از کیهان انرژی دریافت میکند و اگر چنین نباشد برای جبران کمبود مناعت طبع و برای اجتناب از یاس درونی از سپر دفاعی غرور استفاده میکند و با اظهاراتی از قبیل "زندگی فرصت شکوفایی استعدادهایش را در اختیارش قرار نداد " ، "نقش انسانی قربانی را ایفا خواهد نمود "، در این چاکرا ترس از شکست هم ظهور میکند. این احساسی است که مانع استفاده از فرصتها برای اقدام در امور و آفرینش آنچه که با تمام وجود فرد بدان تمایل دارد، میگردد. این ترس شامل دوستی کردن با دیگران و بطور کلی زندگی اجتماعی نیز میشود. چنین فردی از برقراری ارتباط با دیگران اجتناب میکند چون ازینکه مبادا موجب بی مهری قرار گیرد میترسد، از سویی از ابراز وجود خود داری میکند و از سویی دیگر در هم چشمی با دیگران دچار غرور شده میگوید: من از تو بهترم، تو لیاقت همنشینی با من را نداری، و این احساس سرخوردگی از درون فرد ریشه میگیرد و به اطرافیان انعکاس می یابد. راه کنار نهادن این عواطف و گشودن این چاکرا رفتن به دنبال حرفه مورد علاقه، برقراری تماس با افراد مطلوب و آشکار نمودن عواطف در رابطه با اینگونه افراد است .

انسداد انرژی در چاکرای پنجم_ویشودها چاکرا :
اگر انسداد انرژی درون این چاکرا باشد میتواند مانع ارتباط بین ذهن و بدن تان گردد و یا در ابراز احساسات دچار مشکل میشوید در این صورت احساسات برطرف نشده را با اعمال بدون ملاحظه و فکر ابراز میکنید. یا اینکه برخورد غیر منطقی میکنید و افکار و احساسات را رد کرده و آنها را به حق نمیدانید. به احساساتی اجازه ابراز میدهید که از فی ل... داوری خودتان گذشته و با قضاوت دیگران هم تناقضی نداشته باشد. یک احساس گناه ناخود آگاه و ترسهای ذاتی شما مانع از دیدن و نشان دادن "خود" حقیقی تان و بیان آزادانه عمیق ترین افکار، احساسات و نیازها میشود و در عوض با تعدادی کلمه و حرکات سر و دست آنها را میپوشانید و وجود حقیقی خود را کتمان میکنید. کلامتان هم یا خشن و بی ادبانه است یا سرد و جدی. ممکن است با لکنت زبان صحبت کنید، صدایتان نسبتا بلند و کلامتان فاقد معنای عمیق است.
به خود اجازه نمیدهید که نقطه ضعف هایتان را نشان دهید بلکه سعی میکنید به هر قیمتی شده دائما قوی به نظر بیایید. در نتیجه ممکن است خود را خیلی تحت فشار قرار دهید. ممکن است بار زندگی بروی دوشتان سنگینی کند. زمانی که سرکوب شوید و ناکام بمانید نیز انسداد انرژی بوجود می آید. انسداد انرژی در چاکرای گلو در کسانی که از قدرت بیانشان برای گول زدن دیگران سوء استفاده میکنند نیز دیده میشود یا برای جلب توجه دیگران بلا انقطاع حرف میزند. با کم کاری چاکرای گلو شما خجالتی، ساکت و درون گرایید و وقتی صحبت میکنید فقط در مورد چیزهای کم اهمیت زندگی بیرونیتان حرف میزنید.
اگر سعی کنید احساسات و افکار باطنی تان را بیان کنید به سرعت احساس ورم در گلو میکنید و صدایتان حالت تصنعی به خود میگیرد و لکنت زبان پیدا میکنید. در برخورد با دیگران احساس عدم اطمینان و ترس از قضاوت دارید و اغلب واقعا نمیدانید چه میخواهید. پیامهای روحتان را دریافت نمیکنید و به نیروی بصیرت خودتان اعتماد ندارید. اگر چاکرای پنجم تان را بهبود نبخشید مشکل جدی پیش خواهد آمد.

چاکرای گلوی کاملا باز:
احساسات، افکار و دانش درونتان را آزادانه و بدون ترس ابراز کنید. میتوانید نقاط ضعف و قوتتان را آشکار سازید. صداقت درونی تان نسبت به خود و یا دیگران از موضع درستی بیان میشود اگر لازم باشد میتوانید کاملا ساکت بمانید و از صمیم قلب به دیگران گوش دهید و درک کنید گفتارتان خلاق و پرشور است در عین حال که کاملا واضح است. مقاصدتان را به بهترین وجه و بیشترین اثر برای تحقق بخشیدن به خواسته تان بیان میکنید. صدای شما پر طنین و خوش آهنگ است و وقتی با مشکل و یا مخالفتی رو به رو میشوید با خودتان صادق باقی خواهید ماند و میتوانید اگر بخواهید "نه" بگویید. آزاد از تعصب و دارای صعه صبر و برای حقایق لطیف باز هستید. از راه آنها هدایت میشوید و صدای درونتان را میشنوید که در زندگی شما را رهبری میکنند. در می یابیم که تمام ظاهر "خلقت" پیام خاص خود شان را دارند. به علت استقلال درونی و ابراز آزادانه آنچه هستید سروری عمیق و احساس موفقیت و استحکام شخصیت در شما بوجود می آید.

بیماریها:
بیماریهای گلو، ورم لوزه، سرفه، برونشیت، آسم، عفونتهای بخش تحتانی دستگاه تنفس، ناراحتی های ریه، سینوسها و حنجره، سرماخوردگی عمومی، لارنژیت (التهاب حنجره)، گواتر، خستگی گردن، دندان درد و مشکلات لثه، دندان در آوردن کم کاری یا پر کاری تیروئید، آبله مرغان، تب ها، نیش حشرات، قلنج، خارش، سفیدی مو و...

تغذیه رنگی:
توت آبی، انگورها، آلو سیاه و اغلب میوه های آبی و...

چاکرای ششم

محل: وسط پيشاني، كمي بالاتر از ابروها
غده مربوطه: هيپوفيز
هورمون مربوطه: وازوپرسين
بخشهاي مربوطه: چشمها، گوشها، بيني، صورت، مخچه، سيستم عصبي، ستون مهره
حس: تمام حسها، از جمله ادراك فراحسي
رنگ: نيلي، همچنين زرد و بنفش
زمينه: عملكرد ادراك، كشف و شهود، رشد حسهاي دروني، قدرتهاي ذهني، عملكرد ادراك شخص، تجلي
جهت چرخش چاكرا: در زنان در جهت حركت عقربه هاي ساعت و در مردان برخلاف حركت عقربه هاي ساعت
امكان پاكسازي و فعال ساختن چاكراي ششم: با تماشاي آسمان آبي پر رنگ و پر ستاره شب فعال مي شود.
نوع يوگا : گيانا يوگا، يانترا يوگا
سیاره های وابسته:تير، مشتري، اورانوس، نپتون.

توضيحات:
آجنا در لغت به معني فرمان و مركز فرمان است. آجنا چاكرا به شكل دايره اي با 2 گلبرگ در دو طرف آن توصيف مي شود، بر روي اين گلبرگها حروف سانسكريت (هام) و (كشام) نقش بسته است، اين دو گلبرگ به نيروهاي مثبت و منفي پرانا كه در اين مركز به هم اتصال مي يابند و همچنين به خورشيد و ماه اشاره دارند. اين دو گلبرگ نشانه نفس و روح هستند. به عبارتي ذهن استدلالي و ذهن الهامي. گاه آجنا چاكرا را دري قلمداد مي كنند كه به قلمرو آگاهي برين و آگاهي عمقي باز مي شود. در اينجاست كه انسان با چشم دل مي بيند، در بسياري از سنتهاي عرفاني، گشايش اين چاكرا مربوط به بيداري معنوي است. در حين مراقبه نيز از اين چاكرا براي تمركز استفاده مي شود. در مراقبه عميق، چشم روحاني يا چشم واحد در قسمت مركزي پيشاني قابل مشاهده خواهد بود. اين چشم عالم بر همه چيز، در متون مقدس مختلف با نام هاي چشم سوم، چشم دورن، چشم شيوا، چشم شهود، ستاره شرق، قوايي كه از بهشت فرو مي آيد و غيره ناميده شده است. آجنا چاكرا مركز توسعه رشد عقل و هوشياري و مركز خرد و عقل است. از طريق اين چاكراست كه شخص مي تواند تواناييهاي هوشي و عقلي، حافظه، اراده، تمركز، تدبير و تجسم را در خود افزايش دهد. در بدن دو مركز اراده وجود دارد، يكي از آنها چاكراي ماني پورا (شبكه خورشيدي) و ديگري آجنا چاكراست. همچنين انرژي كه پشت مقاصد شخص قرار دارد، از اين چاكرا آزاد مي شود. چنانچه اين چاكرا باز باشد به دنبال افكار و انديشه هاي انسان اعمال مناسبي شكل مي گيرند كه سبب تجلي مادي انديشه ها در جهان فيزيكي مي گردد و فرد با قدرت تجسم اش مي تواند انرژي را براي تحقق بخشيدن خواسته ها بيافريند، همچنين در تلفيق با چاكراي باز قلب فرد مي تواند انرژيهاي سلامتي بفرستد چه براي آنچه در دسترس است و چه براي فاصله دور. چنانچه اين چاكرا بسته باشد، فرد براي به ثمر نشاندن انديشه هايش تلاشي دراز مدت در پيش روي دارد. اگر انسان داراي ذهنيت و انتظارات مثبت در مورد همه چيز باشد در نتيجه دريافتهايي مثبت از محيط وافراد ديگر خواهد داشت و اگر او تعبيرات ذهني منفي از هر چيز داشته باشد همان ها را به جهان خارج از خود انعكاس داده و بدين وسيله به آنها شكل داده و دريافتهايي منفي خواهد داشت.
آجنا چاكرا مركز اتصال سه كانال انرژي آيدا، پينگالا، سوشومنا است. با ادغام و آميزش انرژي كيهاني و قمري و خورشيدي در اين چاكرا در انسان بيداري روحي حاصل مي آيد و در هنگام بيداري اين چاكرا در فرد قدرت روشن بيني، روشن شنوي و تله پاتي و پيشگويي پد يدار مي گردد. هنگامي كه اين مركز كاملا بيدار است انسان در وراي كارماي خود (رسيدن به سطحي از مسير روحي كه در آنجا قانون علت و معلول به انسان مربوط نيست) بسر مي برد، اما در عين حال قادر به ديدن كارماي اطرافيان و اقوام و مليتهاي جهان است. در حالت متمركز بودن در اين چاكرا اين توانايي در انسان ايجاد مي گردد كه به ديگران در محور كارمايشان كمك كند. آجنا چاكرا تحت كنترل سياره اورانوس فعاليت كرده و از خودگذشتگي و آرمانگرايي از كيفيتهاي تابشي آن بشمار مي آيد.
آجنا چاكرا بر روي غده هيپوفيز تاثير مي گذارد. غده هيپوفيز سلطان غدد نيز ناميده مي شود، زيرا اين غده به تمام غدد ديگر فرمان مي دهد. اين غده قدرت اراده، فدرت تشخيص و همچنين بينايي، شنوايي و حافظه را كنترل مي كند. تمام نوابغ داراي غده هيپوفيز برتري مي باشند. اين غده رشد بدن را نيز كنترل مي كند. اختلال در عملكرد اين غده سبب مي شود كه فرد از نظر فيزيكي رشد بسيار ناكافي داشته باشد و كوتاه قد شود. يك خانم باردار نبايد تحت فشار عصبي قرار گيرد، زيرا اين حالت ممكن است سبب بروز اثرات منفي بر روي غده هيپوفيز جنين در داخل رحم مادر شود و درجات مختلف عقب ماندگي ذهني را ايجاد كند. ترس دائمي بر روي غده هيپوفيز اثر مي گذارد و مي تواند فرد را بسيار ضعيف و كم رو كند. فشار و نگراني نيز سبب اختلال در عملكرد اين غده مي شود و مي تواند باعث افزايش فشار خون و مشكلات گوارشي نيز بشود.به افرادي كه مستعد ابتلائ به انواع ترس و بيم هستند و افرادي كه تمايل به دروغ گويي دارند و يا سركش و نافرمان هستند و يا حتي دزدي مي كنند بايد به آجنا چاكراي آنها ريكي داد. همچنين براي درمان ذهني و احساسي ضربه اي كه ناشي از حادثه يا اتفاقي در گذشته رخ داده نيز بايد به اين چاكرا ريكي داد.

انسداد انرژي در چاكراي ششم (آجنا چاكرا)
اگر اين چاكرا ضعيف و جريان انرژي در آن راكد باشد، به علت كمبود انرژي در آن قدرت خلاقيت فرد متوقف مي گردد، يا اينكه فرد افكار خلاقه زيادي در سر دارد اما هرگز محقق نمي گردد. همراه با اين وضعيت عذر و بهانه اي دائمي وجود خواهد داشت كه براساس آن جهان خارجي به سبب نقائص خود مورد سرزنش قرار مي گيرد. تنها چيزي كه اين فرد بدان نياز دارد، اين است كه بياموزد چگونه اميال خود را گام به گام به تحقق برساند. پيامد عملكرد ناهماهنگ چاكراي چشم سوم عدم تعادل است، به طور مثال: پافشاري بيش از حد روي حوزه عقل، و تصميمات زندگي فرد منحصرا با عقل و منطق صورت مي گيرد و فقط آنچه را كه با ذهن منطقي اش درك مي كند قبول دارد، شخص به آساني قرباني تفكر روشنفكرانه خود مي شود، تنها چيزي را قبول مي كند كه ذهن او بتواند درك كند، و از روشهاي علمي قابل اثبات باشد. عملكرد ناهماهنگ ديگر اين چاكرا اين است كه فرد با قدرت ذهنش سعي مي كند بر روي ديگران و رويدادها تاثير بگذارد، صرفا فقط مي خواهد قدرتش را نشان دهد و يا براي ارضاي نيازهايش از آن استفاده مي كند. در اين وضعيت معمولا چاكراي شبكه خورشيدي هم معمولا از تعادل خارج است و چاكراي قلب و تاج نيز در حد جزيي رشد يافته است.
اگر چشم سوم فرد علي رغم گيرهايش نسبتا باز باشد، باز هم ممكن است در اين كار موفق شود، هر چند كه مقاصد فرد خلاف جريان طبيعي حيات است. ولي دير يا زود احساس تنهايي او را در بر مي گيرد و موفقيتي را كه برايش تلاش نموده بود پايدار نخواهد بود. اگر جريان انرژيها در آجنا چاكرا به طور قابل ملاحظه اي بسته باشد تنها حقيقتي را مي بيند و باور مي كند كه در جهان بيرون قابل ديدن باشد. زندگي اش تحت نفوذ اميال مادي ، نيازهاي فيزيكي و احساسات ابراز نشده است. انديشه ها و بحثهاي معنوي به نظرش خسته كننده و اتلاف وقت خواهد بود. به راحتي در شرايط دشوار فرد كنترل اش را از دست مي دهد، و احتمالا خيلي هم فراموشكار است. اگر بينايي فرد ضعيف شده باشد اغلب با كم كاري چاكراي چشم سوم همراه است. همچنين در موارد حاد، افكار فرد خيلي پريشان و آشفته است و تصميماتش كاملا براساس احساسات سركوب شده است.

بيماريهاي مربوط به چاكراي چشم سوم :
ناراحتي اعصاب از قبيل رعشه، فلج صورت، ناراحتياهي چشم از جمله آب مرواريد، التهاب چشم، زخم قرنيه مزمن، جوشهاي پلك، سر گيجه، ناراحتيهاي گوش و بيني مثل: كري، گوش درد، از دست دادن حس بويايي، خونريزي بيني، تشنج كودكان، بيهوشي، جن زدگي، صرع، ناراحتي هاي ذهني از جمله: ماليخوليا، وهم بيني، هذيان گويي، وسواس، ضعف اعصاب.

تغذيه رنگي:
انگور ياقوتي، كلم بروكلي، بادنجان، آلوچه

چاکرای هفتم

محل: وسط سر در بالاترين نقطه رو به بالا باز مي شود
غده مربوطه: صنوبري (اپي فيز)
هورمون مربوطه: سروتنين
بخشهاي مربوطه: مخ، جمجمه. چشم راست
حس: هستي خاص
رنگ: بنفش، طلايي، سفيد
زمينه: كمال، شناخت متعالي از طريق مشاهده درون، وحدت با هستي مطلق، آگاهي جهاني
سياره هاي وابسته: نپتون، كيوان
امكان پاكسازي و فعال ساختن چاكراي هفتم: گذراندن زماني در قله كوه و يا نظاره آن

توضیحات:
ساهاس رارا در بالاي سر در ملاج قرار دارد. سمبل آن نيلوفري درخشان با هزار گلبرگ به نشانه ي بي نهايت بودن است. با تمام رنگهاي رنگين كمان مي درخشد، اما رنگ غالب آن بنفش است. مسير چاكراي هفتم باز شده با رنگ بنفش نشان داده مي شود و رنگ بنفش ساطع شونده از آن رنگ وقار، عزت نغس و شفاست. همچنان كه يك سلطان توانا بر قلمرو خود بطور كامل حاكم است، بنفش هم مركز تاج را اشغال مي كند و ذهن والاتر را تاج مي گذارد و حاكم بر اعضاء و مليون ها سلولي كه اعصاب و بافتها را شكل مي بخشند مي باشد. غنچه بيروني اين چاكرا 960 گلبرگ دارد، در ئرون آن غنچه ديگري با 12 گلبرگ ديده مي شود، كه با نور سفيدي كه تشعشات طلايي دارد مي درخشد. نور سفيد تابش الهي كيهان است. اين چاكرا جايگاه بالاترين سطح آگاهي و تكامل انساني است و انسان را به سوي سراي ابدي، نهايي و برتر هدايت مي كند و با نام هايي چون روشن بيني، آگاهي وحدت و آگاهي (من هستم) شناخته شده است. به اين دليل فردي كه در سطح جسمي، ذهني و معنوي به هشياري رسيده، غالبا با هاله يا شعاعهاي نوري بر گرد سرش نشان داده مي شود (پیامبران و امامان). اين چاكرا محل اشراق و بصيرت معنوي است، كه بر قدرت پيشگويي مي افزايد.
ساهاس رارا عمدتا با شعور برتر خود حقيقي در پيوند و ارتباط است. هر گونه راهنمايي كه ما از طريق فكر، صداي دروني يا يك احساس واقعي دروني دريافت مي كنيم در حقيقت از چاكراي فرق سر ناشي مي شود. همه ما داراي يك ذات عالي هستيم كه قسمت اعظم ما را تشكيل داده است و داراي اطلاعاتي راجع به كار حياتي ما مي باشد. منشاء تمام راهنمايي ها اين قسمت مي باشد. ما از طريق چاكراي فرق سر با ذات عالي خود در ارتباط هستيم.
هنگامي كه كونداليني بيدار شود و برخيزد، شيوا و شاكتي در ساهاس رارا با هم متحد مي شوند، تغيير ماهيت شعور و آگاهي انساني به ارمغان مي آيد و ماده و انرژي در درون آگاهي خالص در يك حالت سرور سرمدي فرو مي روند. با رسيدن به اين حالت انسان به قدرت درك و واقع بيني دست مي يابد. شاكتي و شيوا نيز در اصل يكي و يكسان هستند. هوشياري نيروي ثابت و طبيعت نيروي متحرك است. در آغاز طبيعت در سه گوناي مجزاي تاماس (رخوت، تاريكي، سكون و سنگيني)، راجاس (انرژي فعال، حالات هيجاني، احساسات تند و قوي، نيرو ، فعاليت، خشونت و آسيب زنندگي)، ساتوا (تعادل، توازن، هماهنگي، شعور و كيفيات هوشياري و معنوي است). نفوذ اين سه گونا به جهان هستي را شكل مي دهد و از آنها 8 عنصر طبيعت پيدا مي شود (پنج عنصر و سه گونا).
غده درون ريز مرتبط با ساهاس را را غده صنوبري (اپي فيز) است. كه مركز درك مستقيم ادراك معنوي است. اين غده يك ساختمان خاكستري رنگ متمايل به قرمز كوچكي به اندازه يك نخود است كه بين سطح زيرين مخ و مغز مياني، درست در جلوي مخچه جاي دارد. ترشح اصلي آن كه ملاتونين نام دارد، ساعت بيولوژيك بدن را تحت تاثير قرار مي دهد و به طور كل اين غده حساس به نور مي باشد. در هنگام شب ميزان ملاتونين خون در بالاترين سطح خود قرار دارد كه در طي روز بتدريج از مقدار آن كاسته مي شود. اين غده تنظيم كننده آغاز بلوغ بوده، انسان را به خواب وا مي دارد و بر حالات خلقي فرد تاثير مي گذارد. ليبرمن (Jocb liberman) در كتابش به نام (نور ، طبيعت آينده) معتقد است كه نور وارد شونده به چشمها نه تنها به ديد ما كمك مي كند بلكه ساعت بيولوژك بدن را از طزيق غده صنوبري و هيپوفيز به فعاليت وا مي دارد. اين غده در طي مراقبه تحريك شده، از خود هورمونهايي ترشح مي كند كه قادرند انسان را به حالات برتر خود آگاهي برسانند، همان تجربه اي كه مصرف ال. اس . دي در شخص بر مي انگيزد. البته به طريقه اي بسيار سالمتر. گاه اين غده را غده توهم زا نيز مي خوانند. در فلسفه يوگا غده صنوبري را پلي بين كالبد زمخت جسماني و كالبد بسيار ظريف روحي (اختری) مي دانند.
دامنه باز بودن چاكراي هفتم مي تواند كم يا زياد باشد. وقتي چاكراي هفتم شروع به باز شدن مي كند، زماني است كه مرز بين هستي دروني و زندگي بيروني در وضع موجود كاهش پيدا مي كند و انسان لحظه ها را بيشتر و بيشتر تجربه مي كند. وقتي كه رشد چاكراي هفتم افزايش مي يابد اين لحظه ها بيشتر مي شود تا زماني كه به صورت يك واقعيت دائمي در مي آيد. وقتي كه خويشتن فرد آماده اين گام آخر روشن بيني باشد ممكن است كاملا ناگهاني اتفاق بيفتد. احساس او اين چنين است كه انگار تازه از خواب طولاني بيدار شده است و در نهايت شروع مي كند به اينكه در واقعيت زندگي كند. ديگر عقب گردي در سر راهش وجود ندارد. خود را به ظرف خالي تبديل مي كند و هستي الهي اين جام را لبريز خواهد كرد. پي مي برد كه خويشتن حقيقي اش را كه تنها حقيقت پايدار است پيدا كرده است. نفس فردي اش به نفس جهاني تبديل مي شود. هدف خالق در رفتار او جامه عمل مي پوشد و نوري كه از او ساطع مي شود قلب كساني را كه گيرنده حضور الهي هستند باز مي كند. در اين زمينه جالب است كه توجه داشته باشييد ملاج كودك در سن 9 تا 24 ماهگي اول زندگي اش باز باقي مي ماند. در طول اين دوره اوليه زندگي روي زمين طفل در آگاهي وحدت كامل به سر مي برد.

انسداد انرژي در چاكراي هفتم(ساهاس رارا)
با مسدود بودن اين چاكرا رابطه فرد با تجربيات معنوي قطع مي گردد و احساس جدايي از كثرت و يكپارچگي دارد و كاملا از ترس رها نيست. اين ترس هميشه باعث ماندگاري بخشي از آثار گره هاي درون چاكراها مي شود. فرد فاقد حواس ماورائي خواهد بود و هنگامي كه ديگران از تجربيات معنوي سخن مي گويند قادر نيست معناي آن را درك كند در صورتي كه باز بودن اين چاكرا معمولا انسان معنويت را به طور ملموس و در عين حال با كيفيتي منحصر به فرد تجربه مي كند. با انسداد انرژي اين چاكرا فرد ممكن است به نوعي بيهودگي در زندگي اش پي ببرد و يا ترس از مرگ اغلب به سراغش بيايد. شايد براي كنترل اين احساسات منفي سعي كند كه براي فرار از آنها به فعاليت زياد پناه ببرد يا زير بار مسئوليتهاي جديد برود براي اينكه خود را برحق و همهم جلوه دهد. اغلب اوقات اشخاصي تحت اين شرايط مريض مي شوند و ناچار به استراحت مي شوند. اگر اين پيامها ناديده گرفته شود فرد درگير زندگي بي محتوايي مي شود و رشد تواناييهاي بالقوه خود واقعي اش را محدود مي كند. لازم به ذكر است كه در موارد عقب ماندگي ذهني بايد به اين چاكرا ريكي داده شود. همچنين در مواردي كه ذهن با ذات انطباق ندارد. به اين ناحيه بايد ريكي داده شود. زماني كه حساسيت به نور (روشنايي زننده) وجود دارد. به طوري كه سبب سر درد مي شود. بايد به اين ناحيه همراه با شبكه خورشيدي ريكي داده شود. لازم به ذكر است كه باز شدن پيش رس اين مركز به كمك مواد توهم زا ممكن است در فرد صرع اغمائ و ناسازگاري روحي ايجاد مي نمايد.

بيماريهاي مربوط به چاكراي هفتم
بي خوابي، سردرد عصبي (ناراحتي هاي عصبي و ذهني)، فراموشي در اثر ضربه يا تكان شديد، جنون، گرفتگي عضله، سياتيك، مننژيت ستون فقرات، كچلي، سوزنك.

تغذيه رنگی:
بالاي چغندر، انگور ارغواني، كلم ارغواني، توت فرنگي و هر نوع ميوه يا سبزي به رنگ صورتي كمرنگ

در بدن انسان صدها نقطه‌ي تمركز و تجمع انرژي وجود دارند. نقاطي كه از طريق آنها انرژي به بدن وارد يا خارج مي‌شود، چاكرا نام دارند.چاكرا يك واژه‌ي سانسكريت به معناي « چرخ گردنده » يا « ديسك چرخنده »
است. اين ديسكهاي نور، گردابهايي از انرژي ضربان‌دار هستند كه درون كالبد فيزيكي و كالبدهاي نامرئي هاله نفوذ مي‌كنند و انرژي حياتي را به آنها انتقال مي‌دهند ( انرژي اتري كيهان و انرژي زميني براي تغذيه و نگهداري كالبد فيزيكي ). اين گردابهاي انرژي چرخنده، جايگاه شعور، آگاهي روحي، شهود و تكامل معنوي هستند.
اگرچه هاله انسان حاوي صدها چاكراي فرعي و حداقل 12 چاكراي اصلي است، تمركز ما بيشتر روي 7 چاكرا از 12 چاكراي اصلي است: چاكراي ريشه، چاكراي طحال، شبكه‌ي خورشيدي، چاكراي قلب، چاكراي گلو، چشم سوم، و چاكراي تاج. علت توجه به اين چاكراها اين است كه اينها اساساً با وضعيت فيزيكي ما و سطوح بالاتر آگاهي در ارتباطند. هفت چاكراي اصلي در راستاي نخاع قرار گرفته‌اند. اين گردابهاي انرژي با يك خط انرژي به نام ساشومنا كه از مركزنخاع مي‌گذرد، اتصال دارند. در راستاي خط ساشومنا، دو كانال انرژي به نام آيدا ( زنانه ) و پينگالا ( مردانه ) قرار دارند، كه در هم تابيده شده، مانند شكل 8 چاكراها را در برگرفته‌اند و در بدن از ناحيه‌ي پرينه تا فرق سر امتداد دارند.
در سطح فيزيولوژيك، هرچاكرا با قسمتي از عقده‌هاي عصبي و غدد سيسم درون ريز در ارتباط است. چاكراها، جريان انرژي كيهاني و زميني را به داخل و خارج هاله تنظيم مي‌كنند و انرژي حياتي را براي حفظ و نگهداري كالبد فيزيكي تغيير و انتقال مي‌دهند.
در سطحي نامحسوس‌تر چاكراها به عنوان گذرگاههاي انرژي، به بعد متفاوتي از آگاهي عمل مي‌كنند، بعدي كه وراي دنياي سه بعدي ما است. هر چاكرا به عنوان يك مركز مستقل آگاهي عمل مي‌كند و بخشي ضروري براي تكامل معنوي ما است. همه‌ي احساسهايي كه در زندگي تجربه مي‌كنيم، همه‌ي افكار و همه‌ي احساسات ما، از جمله تلخ‌ترين خاطراتمان، در جايگاههاي ويژه‌اي در چاكراها و سيستم هاله‌اي يافت مي‌شوند. اين موضوع شامل همه‌ي تجربيات متافيزيك
ما در سطوح اختري در حين رؤياهايمان نيز هست. اگرچه هر چاكرا به عنوان يك مركز مستقل آگاهي عمل مي‌كند، همه‌ي چاكراها به هم مربوطند و سيستم يكپارچه‌اي را تشكيل مي‌دهند كه ذهن، بدن و روح را به هم ارتباط مي‌دهد. هدف اصلي از شناخت و كار با چاكراها كسب تكامل و يكپارچگي دروني است. به اين ترتيب ما بين جنبه‌هاي مختلف آگاهي خود، از فيزيكي تا معنوي، يك همبستگي هارمونيك برقرار مي‌كنيم. در نهايت ما در مي‌يابيم كه جنبه‌هاي مختلف وجود ما ( فيزيكي، عاطفي، ذهني و روحي ) همه با هم كار مي‌كنند و هر جنبه بخشي از يك مجموعه كامل است.
موضوع مهمي كه بايد درك كنيم، اين است كه چاكراها گذرگاههاي آگاهي ما هستند. چاكراها گذرگاههايي هستند كه از طريق آنها نيروهاي عاطفي، ذهني و روحي جريان يافته، به صورت فيزيكي بيان مي‌شوند.
انرژي ايجاد شده بوسيله‌ي افكار و عواطف ما، از سيستم چاكراها عبور كرده، در سلولها، بافتها و ارگانها توزيع مي‌شود. درك اين فرآيند به ما بصيرتي مي‌دهد كه دريابيم چگونه خود ما بر وضعيت جسم، ذهن و شرايط زندگيمان تأثير مي‌گذاريم

چاكراي اول - مركز پايه
واژه‌ي سانسكريت براي چاكراي ريشه، مولادهارا به معني « ريشه» است. چاكراي پايه در انتهاي نخاع قرار گرفته و رنگ آن قرمز است. اين چاكرا بوسيله‌ي عنصر زمين كنترل مي‌شود. آگاهي همراه با اين چاكرا در ارتباط با موضوعات بقا، اصول و ارتباطهاي فيزيكي، الگوها، مادي‌گرايي و واكنش‌هاي ابتدايي جنگ و گريز است. اين چاكرا با الگوهاي زندگي جمعي نيز ارتباط دارد. چاكراي ريشه وظيفه‌ي تنظيم جريان انرژي حياتي ( انرژي كيهاني و زميني ) را نيز براي تغذيه و حيات كالبد فيزيكي به عهده دارد. اندامها و ارگانهايي كه با اين چاكرا در ارتباطند عبارتند از: پاها، روده‌ي بزرگ، ستون فقرات، راست روده، استخوانها و سيستم ايمني.
دكتر گربر عقيده دارد كه « چاكراي ريشه با غده‌هاي جنسي در ارتباط است… ممكن است غده‌هاي جنسي با هر دو چاكراي يك و دو مربوط باشند.‌»

چاكراي دوم - مركز طحال
واژه‌ي سانسكريت براي چاكراي دوم، سواديست‌هانا به معني « شيرين و مطبوع كردن » است. اين چاكرا حدوداً نزديك ناف قرار گرفته و رنگ آن نارنجي است. اين چاكرا بوسيله‌ي عنصر آب كنترل مي‌شود. آگاهي همراه با اين چاكرا در ارتباط با نمادگرايي ( سمبوليسم )، دوگانه گرايي ( تعادل قطب‌ها )، و ارتباطها ( چگونگي ارتباط ما با ديگران، عملكرد ما در رابطه با آنها و چگونگي برقراري و حفظ ارتباطهاي شخصي ) است. اين چاكرا بر ديدگاه شخصي و ارتباطهاي ما مؤثر است، زيرا نياز به رشد و تغيير را ايجاد مي‌كند. در سطح ناخودآگاه، چاكراي طحال
( خاجي) با اميال جنسي، احساسات سركوب شده و ضربه‌ها در ارتباط است. اين چاكرا همچنين در بيان عواطف، لذت، حركت، احساس و توانايي پرورش دادن، نقش دارد. اغلب اين بيان، بوسيلة ترسها و ضربه‌هاي نهفته كه در دوران كودكي شكل گرفته‌اند سركوب مي‌شود. بعضي از اين ترسها و ضربه‌ها ريشه در خاطرات گذشته زندگي دارد. اين چاكرا كنترل كننده‌ي ارگانهاي جنسي، لگن، قسمت پايين كمر، سيستم ادراري و تناسلي، كولون، روده‌ي كوچك و سيستم ايمني است. چاكراي طحال با غده‌هاي جنسي نيز مربوط است.
چاكراي سوم - شبكة خورشيدي
واژه‌ي سانسكريت اين چاكرا، ماني‌پورا به معني «‌گوهردرخشان» است، زيرا اين چاكرا روشن و درخشان است. اين چاكرا كه در شبكة خورشيدي واقع شده و محل آن بالاي غده‌هاي آدرنال ( فوق كليوي ) و درست زير جناغ است، نوساني با فركانس رنگ زرد دارد و توسط عنصر آتش كنترل مي‌شود. در سطح فيزيكي اين چاكرا كنترل كننده‌ي سيستم متابوليك ( سوخت و ساز ) است و مسؤوليت تنظيم و توزيع انرژي متابوليك در بدن را به عهده دارد، مثل احتراق مواد غذايي براي توليد انرژي. چاكراي سوم با ماهيچه‌ها، غده‌هاي آدرنال، كبد، طحال، كيسه‌ي صفرا، مهره‌هاي كمري و لوزالمعده ارتباط دارد. آگاهي همراه با شبكه‌ي خورشيدي در رابطه با اختيارات شخصي است. درباره‌ي توانايي شخصي خود چه احساسي داريد؟ آيا قادريد جهت زندگي خود را كنترل كنيد يا احساس مي‌كنيد كه در اين زمينه ناتوانيد؟ چگونگي بيان خواسته‌هاي شما تعيين كننده‌ي ميزان كنترل شما بر زندگيتان است.
چاكراي چهارم - مركز قلب
نام چاكراي قلب در زبان سانسكريت آناهاتا است. به معني « صدايي كه بدون برخورد دو چيز ايجاد مي‌شود ». اين معني نشان دهنده‌ي ارتباط انرژي بين شخص و ديگران است. چاكراي قلب كه در ناحيه‌ي قلب قرار گرفته است، بازتاب دهنده‌ي توانايي ما براي ابراز عشق است ( هم عشق به خود و هم عشق به ساير انسانها ).اين عشق مي‌تواند به روشهاي گوناگون بيان شود، مثلاً از طريق همدردي، توجه به افراد تيره بخت، رابطه‌ي عاشقانه بين اعضاي خانواده، يا يك ارتباط صميمي و دوستانه. اين چاكرا همچنين منعكس كننده‌ي توانايي و ظرفيت ما براي رسيدن از خودپرستي به عشق بي قيد و شرط است. چاكراي قلب به خاطر ارتباط متقابلي كه با عواطف و ادراكهاي ما دارد مهمترين چاكرا است. اين چاكرا انرژي‌هاي والا ( معنوي ) را با انرژي‌هاي سطح پايين ( فيزيكي ) متحد مي‌سازد. هماهنگي ذهن و بدن از طريق مركز قلب برقرار مي‌شود. از طريق تمايلات دروني قلب است كه ما قادريم نيازهاي دروني خود را درك كنيم. اين انرژي عشق نيازهاي روحي ما را با تكاپوي دنياي مادي تركيب مي‌كند تا ما واقعيت‌هاي سرنوشت خود را تجربه كنيم . رنگ اين چاكرا سبز ( و گاهي صورتي ) است، و كنترل آن توسط عنصر هوا صورت مي‌گيرد. چاكراي قلب كنترل كننده قلب، غده‌ي تيموس، سيستم ايمني درون ريز و سيستم گردش خون است.
چاكراي پنجم - مركز گلو
چاكراي گلو در زبان سانسكريت ويشودهي، ناميده مي‌شود كه به معني « تصفيه و پالايش » است. اين چاكرا در گلو قرار دارد و از لحاظ درك در سطح ناخودآگاه، يكي از آسانترين چاكراهاست.
انسداد اين چاكرا مستقيماً بر طنابهاي صوتي، دهان و ناحيه اطراف گردن اثر مي‌گذارد. چاكراي گلو بر حيطه‌ي ارتباطات و سطوح بالاي خلاقيت تأثير دارد. منظور از ارتباطات چگونگي ابراز وجود ما، تمايلات ما و چگونگي ارتباط ما با ديگران است. نوسان چاكراي گلو هم فركانس با رنگ آبي است و كنترل آن توسط عنصر اتر ( و صوت ) صورت مي‌گيرد. چاكراي گلو كنترل كننده‌ي گلو، طنابهاي صوتي، ناحيه‌ي گردن، غده‌هاي تيروئيد و پاراتيروئيد و همه‌ي اشكال ابراز وجود است.
چاكراي ششم - چشم سوم
نام چاكراي ششم در زبان سانسكريت آجنا است. واژه‌ي آجنا اصولاً به معني « درك كردن » يا « بطور كامل فهميدن » است، از طريق اين چاكرا ادراك و پيش بيني امكان پذير است. نوسان اين چاكرا به رنگ نيلي است. چاكراي چشم سوم داراي تقابل و قطبيت است. اين چاكرا توسط آكاشا كنترل مي‌شود. چشم سوم، مركز نور، رنگ، بينش، آينده‌نگري، روشن بيني و واقعيت‌هاي مكتوب است.چشم سوم همچنين بزرگترين آموزگار ما در زمينه‌ي ترس و عشق است. اين چاكرا با توانايي ما براي ديدن دنياي اطراف و درك واقعيت‌ها بدون پيش داوري، ارتباط دارد. چشم سوم يك گذرگاه ورودي است. اين چاكرا ما را با جهان بي‌كران كيهاني ارتباط مي‌دهد. اين گذرگاه پلي بين سطح فيزيكي و سطوح معنوي است. با باز كردن چشم سوم، راهي به سوي واقعيت‌ها و توانائي‌هاي يك دنياي چند بعدي گشوده مي‌شود. بنابراين چشم سوم مركز بينش است. اين چاكرا بوسيله‌ي عنصر نور كنترل مي‌شود، رنگ آن نيلي است، و كنترل غده‌ي پينه‌آل را بر عهده دارد. « در سطح فيزيكي، چاكراي پيشاني ( چشم سوم ) با غده‌ي پينه‌آل، غده‌ي هيپوفيز، نخاع، چشمها، گوشها، بيني، و سينوسها در ارتباط است. » ( دكتر گربر ) . در متون خاص، عملكرد غده‌ي هيپوفيز و غده‌ي پينه آل اغلب مبادله مي‌شود. بعضي مؤلفان معتقدند كه غده‌ي هيپوفيز كنترل چشم سوم و غده‌ي پينه‌آل كنترل چاكراي تاج را بر عهده دارد چون چشم سوم بوسيله‌ي عنصر نور و آكاشا كنترل مي‌شود، ما غده‌ي پينه آل را به چشم سوم ارتباط مي‌دهيم.
چاكراي هفتم - مركز تاج
نام اين چاكرا در زبان سانسكريت ساهاسرارا به معني « هزار گانه » است. اين چاكرا در فرق سر واقع شده، رنگ آن بنفش است و توسط عنصر فوهات كنترل مي‌شود. در سطح فيزيكي اين چاكرا با ذهن و مغز در ارتباط است. چاكراي هفتم نماينده‌ي اجزاي تفكر آگاهانه و ناخودآگاه ما، نحوه‌ي برخورد ما با عقايدمان در سطح كيهاني و توانايي ما براي دستيابي به شعور جمعي است. آگاهي همراه با چاكراي تاج مربوط به معنويت ما يا درك ارتباطي است كه ما به عنوان موجوداتي معنوي در دنياي فيزيكي داريم. چاكراي تاج، دروازه‌اي به سطوح بالاي آگاهي يا اراده‌ي الهي است. رنگ اين چاكرا بنفش است و كنترل قشر مخ، سيستم عصبي مركزي و غده‌ي هيپوفيز را بر عهده دارد. غده‌ي هيپوفيز يك غده‌ي اصلي است و به همين دليل است كه ما غده‌ي هيپوفيز را با چاكراي تاج ارتباط مي‌دهيم.
هفت چاكرا نماينده‌ي هفت مرحله ابتدايي تكامل متافيزيكي ما هستند. هر يك از مراحل، با عملكرد همان چاكرا مطابقت دارد .
چاكراي ريشه تجربه‌ي دنياي مادي
چاكراي طحال تجربه‌ي دنياي عاطفي
شبكه‌ي خورشيدي تجربه‌ي اراده‌ي شخصي
چاكراي قلب تجربه‌ي عشق بي قيد و شرط
چاكراي گلو تجربه‌ي بيان حقيقت
چشم سوم تجربه‌ي ادراك و بينش
چاكراي تاج تجربه‌ي اراده‌ي الهي
سيستم چاكراها، عواطف و پاسخ‌هاي عاطفي ما را ذخيره و فعال مي‌كند. همه‌ي افكار، احساسات و عواطف ما كه همه روزه تجربه مي‌كنيم و همه‌ي خاطرات تجربه‌هاي گذشته ما، در سيستم انرژي ما ثبت و ذخيره مي‌شوند. هر لايه از كالبد هاله‌اي با يكي از چاكراها تطابق و همبستگي دارد. مثلاً سطح اول كالبد هاله‌اي (كالبد اتري( با چاكراي اول (چاكراي ريشه( همبستگي دارد. كالبد عاطفي با چاكراي طحال همبستگي دارد و به همين ترتيب تا كالبد كتري كه با چاكراي تاج همبستگي دارد. ( به مبحث هاله مراجعه كنيد ). هر گاه مي‌گوييم يك چاكرا دچار « عدم تعادل » شده است، به اين معني است كه در اين چاكرا انرژي كاهش يافته، يا مصرف انرژي بالا است. وضعيت اين چاكرا مي‌تواند بر وضعيت چاكراي بالا يا پايين آن تأثير بگذارد. دقيقاً همانطور كه هاله منعكس كننده‌ي وضعيت كلي سلامت ماست، چاكراها نيز همين حالت را دارند. چاكرا ها را مي‌توان به آيينه‌هاي كوچك تشبيه كرد، كه آنچه را كه در زندگي ما در زمينه‌ي شخصي يا معنوي در حال وقوع است نشان مي‌دهند. زيرا چاكراها نسبت به تحريكات داخلي( دورنماي ذهني و عاطفي ما ) و خارجي واكنش نشان مي‌دهند. چاكراها همه روزه در پاسخ به آنچه ما تجربه مي‌كنيم و اينكه چگونه با اين تجربيات كنار مي‌آييم، تغيير مي‌كنند. به هر حال توانايي ما براي كنار آمدن با هر وضعيت، بستگي به وضعيت داخلي هر چاكرا دارد. اگر يك چاكرا در تعادل باشد (يعني باز باشد و انرژي در آن جريان داشته باشد) ما خواهيم توانست نسبت به آنچه تجربه مي‌كنيم، واكنشي مطلوب و مؤثر نشان دهيم. اما هنگامي كه يك چاكرا مسدود يا دچار عدم تعادل باشد، اين توانايي نيز دچار اختلال مي‌شود، زيرا وضعيت نامطلوب چاكرا، ابعاد وجود ما را محدود مي‌كند

 

+نوشته شده در یکشنبه 9 تیر1387ساعت18:30توسط کامیار محمدی | |